خاطره شهید
🔸بُرشهایی از زندگی دانشجوی شهید محمدحسن قدوسی
🌼 #آقازاده|محمدحسن پسرِ شهید قدوسی بود و نوهی علامه طباطبایی. از هر جهت آقازاده بود؛ اما یه آقازادهی واقعی…
🌼 #جنگِعقیده|توی عملیات دیدم یهو بلند شد و رفت سمتِ تانکی که خودش اون رو زده بود. گفتم: کجا میری؟ گفت: خدمهی تانک عراقی داره میسوزه، تکلیف من زدنِ تانک بود، اما حالا میبینم یه انسان داره میسوزه و تکلیفمه که نجاتش بدم…. جنگِ ما جنگِ عقیده بود، نه عُقده؛ یعنی این…
🌼 #شهادتِخاص|۱۶دی بود که تیر خورد به سینهی محمد حسن و داشت دست و پا میزد. تا رفتم کمکش، دیدم با خونِ سینهاش داره وضو میگیره. شوکه شدم. بهم گفت: کمک کن برم سجده. پیشانیاش رو گذاشت روی خاک و پر کشید…

